یلدای عاشقان کوتاه باد

یلدای سال قبل بود

تصمیمی که باید میگرفتم رو گرفتم. مرگ یه بار و شیون هم یه بار.

دویدم بیرون و بعد از کلی دلهره و ترس و لرز بالاخره بهش زنگ زدم و بهش گفتم. گفتم: تو مال خودمی به هیچ کس نمیدمت.

قشنگترین حسی بود که تو این چند سال اخیر داشتم.....................


فقط نمی دونستم که قراره شب یلدای عاشقی من به طولانی ترین یلدای زندگیم تبدیل بشه .

پس دعا کردم که یلدای عاشقان کوتاه باد.

از حضرت حافظ هم کمک گرفتم که بگم:


روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق گزاران یاد باد

گر چه صد رود است در چشمم مدام

زنده رود باغ کاران یاد باد

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا رازداران یاد باد

.

.

.

خدایا یلدای عاشقان کوتاه باد


/ 1 نظر / 22 بازدید